داود امیریان گفت: کاری که جایزه داستان تهران میتواند انجام دهد این است که باعث شود نویسندگان با نوشتن داستان و روایت درباره تهران، حسهای قدیمی را دوباره زنده کنند.
به گزارش دبیرخانه ششمین دوره جایزه داستان تهران، داود امیریان، داور دوره پنجم این جایزه بیان کرد: هر شخصی با بوم و جایی که در آن زندگی میکند تعریف میشود و نسبت به آن تعصب دارد. به عنوان مثال در خدمت سربازی مشاهده میشود که یک سرباز در گوشهای بر روی یک دیوار نام خود و روستای دورافتادهای که در آن زندگی میکند را نوشته و کنار آن قلب کشیده، چراکه نسبت به آنجا تعلق خاطر دارد. باید گفت هر جایی که ما در آن به دنیا میآییم، بزرگ میشویم و زندگی میکنیم تبدیل به مادر دوم ما میشود و آن وطن ماست و تهران هم برای ما همینگونه است. اگرچه تقریبا تهرانی اصیل اکنون وجود ندارد و همه مهاجر هستند، اما به هرحال فرهنگ تهران در ما حل شده است.
وی افزود: آنهایی که به خارج از کشور مهاجرت کردهاند نیز دلهایشان برای گوشه گوشه محلههای تهران تنگ میشود، چراکه کوچه و پسکوچههای آن برایشان حس و خاطرههای بسیاری ساخته است. کاری که جایزه داستان تهران میتواند انجام دهد نیز این است که آن حسها را دوباره زنده کند و باعث شود ما درباره آن حسها بنویسیم.
این نویسنده ادامه داد: به عنوان مثال چندوقت پیش رضا امیرخانی درباره پیتزا داود مطلب بسیار زیبایی در فضای مجازی نوشته بود. «پیتزا داود» یک خاطره جمعی برای مردم تهران است و کمتر کسی است که آنجا نرفته باشد. هرچند که شاید از نظر کیفیت عالی نبوده اما خاطره جمعی به وجود آورده است. در این راستا وقتی امیرخانی چنین چیزی مینویسد، افرادی مانند من هم لذت میبرند و خاطراتشان برایشان تداعی میشود و در نهایت حال خوب برای آنها میسازد.
امیریان با اشاره به تاثیر جایزه داستان تهران بر ثبت آثاری که زاویه دید جدیدی نسبت به شهر دارند، گفت: امیدوارم این اتفاق برای شهرهای دیگری مانند مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و… نیز رخ دهد و حتی همین جایزه داستان تهران هم به صورت بینالمللی برگزار شود تا جهانگردها و توریستهایی که به تهران سفر کردند نیز بتوانند روایت خود را از تهران بنویسند و به جشنواره ارسال کنند تا ما از زوایه دید آنها نیز تهران را ببینیم.
داور پنجمین دوره جایزه داستان تهران در خصوص اهمیت محور موضوعی «تهران، شهری مقاوم در برابر دشمن» در جایزه امسال و پرداختن به آن توسط نویسندگان، با بیان اینکه در ۱۲ روز جنگ ما همگی قدر تهران را بیشتر دانستیم، عنوان کرد: من فقط برای یک شب تهران را ترک کردم. خانواده را به یک شهر دیگر بردم و خودم به تهران بازگشتم. در آن روزها شرایط به گونهای بود که وقتی آنهایی که از تهران خارج شده بودند، برگشتند گفتند که حتی دلهایشان برای ترافیک تهران تنگ شده بود.
وی ادامه داد: تهران ۱۲ روز از دست ما نفس کشید اما ما دلتنگ او شدیم. همچنین همبستگی در آن ۱۲ روز برای من خیلی دلپذیر بود و دشمن هم چنین تصوری نمیکرد که پیر و جوان در کنار هم ایستادگی کنیم. آن ۱۲ روز جزو تاریخ تهران محسوب میشود چراکه هیچ شهری به اندازه تهران مورد حمله دشمن قرار نگرفت، درحالیکه در جنگ هشت ساله دفاع مقدس بیشتر جنگ به سمت دزفول، خرمشهر، آبادان، خرمآباد، اندیمشک و… بود.
امیریان اضافه کرد: به نظرم باید خاطرات کودکان و نوجوانان و حس آنها در آن روزها نیز بدون سانسور جمعآوری شود. این جنگ تجربه عجیبی برای آنها بود و میتوان از نگاه آنها نیز زاویههای دید جالبی ببینیم.
این نویسنده در پایان بیان کرد: امیدوارم جایزه داستان تهران دبیرخانه دائمی داشته باشد تا بتواند شناسایی استعداد انجام دهد و بر روی نویسندگان جوان و جدید تهران سرمایهگذاری کند.
پایان پیام/